پیشنهاد ایلان ماسک برای کنترل پیامدهای هوش مصنوعی: دولت مستقیماً به مردم پول بدهد
ایلان ماسک در واکنش به نگرانیهای دولت ترامپ درباره آینده اقتصاد و هوش مصنوعی، پیشنهاد داد که خزانهداری آمریکا به مردم پول پرداخت کند.
طرح جنجالی ایلان ماسک برای مقابله با انقلاب هوش مصنوعی؛ آیا دولت باید پول چاپ کند؟
ایلان ماسک، که به تازگی به عنوان نخستین تریلیونر تاریخ جهان شناخته شده، بار دیگر با ایدهای غیرمتعارف، بحثهای داغی را در محافل اقتصادی و سیاسی برانگیخته است. او در واکنش به هشدارهای مقامات ارشد کاخ سفید درباره پیامدهای اجتماعی هوش مصنوعی، پیشنهاد داده که وزارت خزانهداری آمریکا مستقیماً برای تمام شهروندان، پول نقد ارسال کند. این پیشنهاد در شبکه اجتماعی «ایکس» بازتاب گستردهای داشته و موافقان و مخالفان بسیاری پیدا کرده است.
به باور ماسک، با پیشرفت تصاعدی رباتیک و یادگیری ماشین، چرخههای تولید دستخوش دگرگونی بیسابقهای خواهند شد. او استدلال میکند که مادامی که رشد بهرهوری و تولید انبوه کالاها از حجم نقدینگی در گردش پیشی بگیرد، نه تنها تورم رخ نمیدهد، بلکه جامعه با پدیدهای تازه به نام «کمتورمی» مواجه خواهد شد. از این رو، به جای هراس از بحران، باید با تزریق مستقیم پول به دست مردم، از افت تقاضای کل و رکود اقتصادی جلوگیری کرد. به گفته ماسک، این راهکار سادهترین و سریعترین پاسخ به معضل بیکاری ناشی از خودکارسازی کامل صنایع است.
با این حال، ایده ماسک دقیقاً در تضاد با نگرانیهای «جی. دی. ونس»، معاون اول رئیسجمهور آمریکا قرار دارد. ونس که چندی پیش در برنامه «خاطرات یک مدیرعامل» حضور یافته بود، با لحنی تند، طرحهای مدیران فناوری مانند ماسک و سم آلتمن را نوعی «هراسافکنی بازاریابی» توصیف کرد و گفت آنها با نقاشی آیندهای ویرانشهری، در پی توجیه قیمتهای گزاف محصولات خود و جلب حمایت دولت هستند. به اعتقاد ونس، بزرگترین خطر، خود هوش مصنوعی نیست، بلکه انباشت ثروت افسانهای توسط همین شرکتها در دهههای آینده و بیتوجهی آنها به توزیع عادلانه درآمد است.
در مقابل، دولت ترامپ رویکرد دیگری را دنبال میکند. به جای پول پاشی بیضابطه، کاخ سفید به دنبال راهی ساختاریتر است: مشارکت مستقیم دولت در سودآوری غولهای هوش مصنوعی. ایدهای که ونس از آن حمایت میکند، ایجاد «صندوق ثروت ملی» با تملک بخشی از سهام شرکتهای پیشرو در این حوزه است. بدین ترتیب، اگر ارزش این شرکتها جهش کند، دولت سهمی از آن خواهد داشت و میتواند عواید حاصل را برای تقویت رفاه عمومی و حمایت از طبقه کارگر هزینه کند؛ راهکاری که به زعم ونس، از توزیع پول بدون پشتوانه عادلانهتر و پایدارتر است.
در نهایت، آنچه در پسذهن اقتصاددانان میگذرد، این پرسش است که آیا میتوان همزمان با حفظ انگیزههای نوآوری، از شکاف عمیق طبقاتی جلوگیری کرد؟ پیشنهاد ماسک و واکنش دولت آمریکا، دو روی یک سکهاند: یکی به دنبال مدیریت تقاضا، و دیگری به دنبال بازتعریف مالکیت بر بهرهوری آینده. به نظر میرسد جدال بر سر چگونگی تقسیم کیک عظیم هوش مصنوعی، تازه آغاز شده است.




